در دوران راست خاتمی بر وزارت ارشاد، وضعیت فرهنگ خصوصا در حوضهی نشر و مطبوعات، رو به سیاهی میگذارد تا جایی که مطبوعات ایران، تبدیل به جولانگاه عناصر ضد انقلاب میشود. با سکانداری مهاجرانی بر این وزارت خانه، این وضعیت تشدید میشود تا جایی که روزنامه ها و نشریات تبدیل میشود به تریبون دشمنان اسلام و نقلاب. یک روز علیه اصل انقلاب مینویسند، روز دیگر علیه عصمت امامان یک روز علیه قران مینویسند و روز دیگر علیه پیامبر! زنجیرهای ها شبانه روز مشغول تئوری گردازی علیه اعتقادات اسلام و ایدئولوژیهای انقلاب هستند.
نمایندگان مجلس با دیدن این وضعیت اسفناک تصمیم به اصلاح قانون مطبوعات میگیرند.
دوم خردادی ها در مخالفت با این طرح، روزنامه ها را به خط میکنند. روزنامه سلام در تاریخ 15 تیر 1378 یک نامه کاملا سری را منتشر کرده و ادعا میکند «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است»
وزارت اطلاعات علیه روزنامه سلام، اعلام شکایت کرده که در پی آن قوهی قضائیه روزنامه سلام را به جرم انتشار اسناد طبقه بندی شده توقیف میکند. البته در همان روز وزارت اطلاعات در پی فشارهای سیاسی حامیان دولت، ناچار به پس گرفتن شکایت خود میشود!
دانشگاه تهران که از مدتها قبل در اثر تحرکات گروهکهای معاند و رادیکال، به ویژه نهضت آزادی، در التهاب به سر میبرد و آبستن هرگونه حادثه بود، در شامگاه هفدهم تیرماه به بهانهی مخالفت با تصویب کلیات طرح اصلاح قانون "مطبوعات" به صحنهی درگیری و تجمعهای اعتراض آمیز تبدیل میشود.
دفتر تحکیم وحدت در 17تیرماه78 یک میتینگ اعتراض آمیز برگزار میکند. در ساعت 22:45 دقیقه حدود 150 نفر از دانشجویان اقدام به راهپیمایی غیر قانونی کرده و سپس با تحریکات عدهای از عناصر افراطی همراه با سرداد شعارهای تحریکآمیز از کوی دانشگاه خارج میشوند.
نیروی انتظامی، برای برگرداندن نظم، به درخواست مسئولین دانشگاه وارد منطقه میشود و با تذکرات پی در پی خواستار حفظ آرامش میشود. اغلب دانشجویان به داخل کوی برمیگردند، اما تعدادی از دانشجویان اصرار بر ادامه تظاهرات در بیرون دانشگاه دارند.
هنوز ساعاتی نگذشته است که افراد جدیدی از خارجِ دانشگاه، به حلقهی تجمع کنندگان ملحق میشوند. از همان جا زمینه برای آشوب و خرابکاری، فراهم میشود. این افراد اقدام به پرتاب اشیاء به سمت نیروهای انتظامی میکنند. یکی از پرسنل نیروی انتظامی توسط دانشجویان به گروگان گرفته میشود.
نیروی انتظامی جهت آزاد کردن نیروی خود وارد عمل میشود. بهتدریج، درگیریها شدیدتر شده و نیروی انتظامی وارد کوی دانشگاه میشود.
درگیریها که از نیمهشب آغاز شده بود، تا صبح روز جمعه ادامه مییابد و افراد نقابدار مستقر در کوی و پشتبامهای با پرتاب سنگ و سردادن شعارهایی علیه ارکان نظام، درصدد تهییج دانشجویان از یک سو و تحریک نیروهای انتظامی و از سوی دیگر برمیآیند.
ساعت ۱۱ صبح، بالاخره جلسه شورای تأمین استان در تشکیل میشود. ظهر روز جمعه به نیروهای انتظامی دستور داده میشود که از صحنه خارج شوند.
مجید انصاری، موسوی لاری، مصطفی معین، فائزه هاشمی، خانم کروبی، مصطفی تاجزاده، عبدالله نوری، اکبر گنجی، ابراهیم اصغرزاده و... بهانه ابراز همدردی با دانشجویان وارد کوی دانشگاه میشوند.
با وجود خروج نیروی انتظامی اما هنوز فضای دانشگاه متشنج است. سخنرانی افراد فوقالذکر در کوی، آتش خشم دانشجویان را شعلهور میسازد و سازماندهی جدیدی از افراد خارج دانشگاه را برای خروج از کوی و ادامهی آشوبها فراهم میآورد. از جمله ضرب و شتم مردم و ایراد خسارت به اموال عمومی، درگیری با نیروهای انتظامی و توهین به مسئولین بلندپایه نظام و...
شب هجدهم تیرماه 78، دانشگاه تهران آبستن هرگونه حوادثی است. ضد انقلاب با ورود در کوی و نفوذ بین جمعیت دست به اقدامات خشونت آمیز میزند و همزمان عدهای دیگر از عناصر آنها به دانشگاه هجوم میآورند، مشارکتیها و اوپوزیسیون حکومتی با شایعه پراکنی، شهید سازی و سخنرانیهای تحریک امیز و آکنده از دروغ، در تنور احساسات میدمد تا در روز بعد، حوادث غماگیز دیگری رقم بخورد.
صبح شنبه، 19 تیر78، روزنامههای زنجیرهای برای تکمیل رکن اول آشوب وارد عمل میشوند. روزنامه خرداد تیتر میزند«کوی دانشگاه به خون کشیده شد» و روزنامه نشاط با تیترِ«گزارش ویژه از درگیریهای خونین» با هدف کامل کردن توطئهی #کشته_سازی در کوی دانشگاه، ایفای نقش میکند!
دامنه اغتشاشات به دیگر دانشگاهها کشیده شده و در ادامه، تجمعات به کف خیابان آمد. اغتشاش گران که مجهز به وسایل ارتباطی بودند، میدان ولیعصر(عج) و میدان انقلاب را قرق کرده و ضمن خلع سلاح نیروی انتظامی! و ضرب و شتم آنها! گلوگاههای ایست بازرسی ایجاد میکنند! و در این میان، همراهی مشارکتیها، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و کابینه دولت با اغتشاش گران، بر قوت این اتش میافزاید.
سید احسان قاضیزاده هاشمی دبیر وقت «جامعه اسلامی دانشجویان» از مشاهدات خود چنین میگوید: " ما با اینها دانشجویانی که برای تسخیر وزارت کشور به سمت خیابان فاطمی رفته بودند به سمت فاطمی رفتیم و من مشاهده کردم که این افراد درب بزرگ آهنی وزارت کشور را از جا کندند که آقای تاجزاده آمد در وسط حیاط وزارت کشور یک صندلی گذاشت و یک جمله کلیدی گفت که نمیدانم چرا بعداً بررسی نشد .تاجزاده به این جماعت میگفت: «شما چرا آمدهاید اینجا؟ شما چرا در وزارت کشور را از جا میکنید؟ اینجا که مال شماست. شما باید جای دیگری بروید و در آنجا را بکنید.» و پای بلندگوی دستی مدام میگفت: «اینجا متعلق به خود شماست و شما اشتباهی آمدهاید.»" تاجزاده در حین سخنرانی با دست به سمت بیت رهبری اشاره کرده و تلویحا از اغتشاش گران میخواهد که به بیت حمله ور شوند!
اغتشاش گران در مسید حرکت به سمت میدان انقلاب و دانشگاه تهران، اقدام به تعرض به جان و مال مردم میکنند. زنان محجبه توسط اوباش با چاقو و سنگ و پنجهبکس مورد هجوم قرار میگیرند. در میدان انقلاب، چهارراه مخبرالدوله و بلوار کشاورز، چادر تعدادی از خانمها توسط اوباش برداشته شد و سه تن از این بانوان که مقاومت از خود نشان داده بودند توسط تیغ موکتبری بهشدت مجروح میشوند!
قرار بود با استراتژی «فشار از پایین، چانه زنی از بالا» سنگر به سنگر جلو بیایند برای براندازی نرم. پروژهای که مدتها قبل از فتنه کوی دانشگاه، تئوری پردازی و سپس طرح ریزی شده و از دوم خرداد ۷۶ وارد فاز اجرایی شده بود. پروژه کوی دانشگاه تنها تکهای از پازل طرح براندازی نرم بود که طرح اصلی آن در کاخ سفید نوشته شده و در اتاق فکر جریان دوم خرداد تکمیل شد
منبع : حامیان ولایت



